آسیب شناسی شبکه‌های اجتماعی

امروزه دنیای اینترنت از وبگاه‌های ثابت، به نوع جدیدی از اینترنت که می‌توان آن را اینترنت محاوره‌ای نامید تغییر یافته است، تا آنجا که اینترنت قدیمی را «وب ۱» و اینترنت جدید را «وب ۲» نامیده‌اند. پروژه نوظهور «وب ۲» که اجازه ورود و مشارکت فعال را با محوریت ارتباطات دوسویه فراهم آورده است، «رسانه اجتماعی» نام دارد. دلیل این نام‌گذاری سرشت اجتماعی این رسانه جدید است. برخی از صاحب‌نظران به جای استفاده از واژه رسانه‌های اجتماعی با توجه به کاربرد شبکه‌ای این دست از رسانه‌ها، استفاده از واژه «شبکه‌های اجتماعی» را ترجیح می‌دهند. این واژه امروزه عمدتا برای نامیدن پایگاه های اینترنتی به کار می‌رود که افراد با عضویت در آنها امکان دستیابی به اطلاعات سایر اعضا، آشنایی با علایق آنها، به اشتراک‌گذاری تولیدات متنی، صوتی و تصویری و نیز تشکیل گروه‌هایی بر اساس علایق مشترک با برخی از دیگر اعضای پایگاه را پیدا می‌کنند. اقبال کاربران به شبکه‌های اجتماعی به اندازه‌ای بوده است که سال ۲۰۱۰ میلادی به نام سال شبکه‌های اجتماعی نام‌گذاری گردید.

شبکه‌های اجتماعی در دنیای کنونی محبوبیت زیادی یافته‌اند به گونه‌ای که اعضای آن با آنها خویشاوندان، دوستان، همکاران و حتی افراد ناشناس رابطه برقرار می‌کنند. به عبارتی دیگر، این شبکه‌ها به درون خانواده ها و زندگی خصوصی کاربران راه یافته است. از این رو بسیاری از مناسبات انسانی افراد را زیر تأثیر خود قرار داده است. یافته‌های پژوهش‌های اجتماعی در ایران نشان می‌دهد که جوانان بیشترین و مهم‌ترین کاربران از اینترنت در ایران هستند.. استفاده از اینترنت نه تنها مهم‌ترین فعالیت آنان در اوقات فراغت به حساب می‌آید بلکه بیشتر جوانان وقت قابل توجهی را به استفاده از شبکه‌های اجتماعی اینترنتی اختصاص می‌دهند. آمارهای متعدد موجود از تعداد کاربران اینترنت در ایران و ایرانیانی که در شبکه‌های اجتماعی مجازی مانند فیس‌‌بوک و توییتر و … عضویت یافته‌اند، نمایانگر گستره حضور خیره کننده رسانه‌های اجتماعی در میان جامعه ایرانی است.

شبکه‌های مجازی و آسیب‌های پیش رو

گسترش شبکه‌های اجتماعی مانند هر نوآورى دیگر به ایجاد دگرگونى‏هایى در جنبه‏هاى مختلف زندگى انجامیده است و در کنار دستاوردهاى انکارناپذیر مثبت در زمینه‏هاى گوناگون، پیامدهای ناخوشایندی نیز به همراه داشته است. ایجاد ارتباطات گروهی و میان‌فردی، تشکیل اجتماعات مجازی، اطلاع‌رسانی و تبادل اطلاعات و نظرات، از آشناترین کارکردهای این شبکه‌ها هستند. کاربران اینترنتی از راه عضویت در این شبکه‌ها می‌توانند پروفایل‌ها و صفحه‌های شخصی برای خود بسازند. شبکه‌های اجتماعی از زنجیره به‌ هم‌‌پیوسته‌ای از پروفایل‌ها تشکیل شده‌اند و اعضا می‌توانند در این محیط با دوستانشان در ارتباط باشند. کاربران می‌توانند دوستان و آشنایان قدیمی‌شان را در شبکه‌های اجتماعی بیابند، دوستان جدیدی پیدا کنند و همچنین دوستان بیرون از این فضا را برای پیوستن به شبکه‌های اجتماعی دعوت کنند. این اقدامات کلیشه ای و روزمره، در پشت ظاهر بی خطر و آرام خود، آسیب‌های فردی و اجتماعی فراوانی در پی داشته است.

۱. شبکه‌های اجتماعی و آسیب‌های سیاسی ـ امنیتی

قرار دادن اطلاعات حریم خصوصی کاربران در اختیار دولت ها و شرکت های تجاری، همیشه یکی از موضوع‌های بحث‌برانگیز حوزه اینترنت و به خصوص شبکه‌های اجتماعی بوده است. برخی معتقدند که این شبکه‌ها در عمل مراکز جاسوسی پر زرق و برق آمریکا هستند. در واقع آمریکا با کمترین هزینه می‌تواند هم نظرسنجی خوبی از جوامع داشته باشد و هم اینکه جهت جریان افکار عمومی را رصد کند. جولیان آسانژ موسس وب سایت ویکی لیکس درباره یکی از معروف‌ترین شبکه‌های اجتماعی می‌گوید: «فیس‌‌بوک تنفرآمیزترین ابزار جاسوسی است که تاکنون خلق شده است. هرکس که نام و مشخصات دوستان خود را به شبکه اجتماعی فیس‌‌بوک اضافه می‌کند باید بداند که به شکل رایگان در خدمت دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکاست و این گنجینه

اطلاعاتی را برای آنها تکمیل می‌کند.» ۱ به اعتقاد آسانگ، موضوع این نیست که فیس‌‌بوک را دستگاه های اطلاعاتی آمریکا هدایت می‌کنند. مسئله این است که دستگاه های اطلاعاتی آمریکا می‌توانند با روش های حقوقی و یا سیاسی، این شبکه اجتماعی را زیر فشار قرار دهند. رویدادهای سیاسی سال های اخیر از انتخاب باراک اوباما به ریاست جمهوری آمریکا گرفته تا ناآرامی های پس از انتخابات جمهوری اسلامی ایران، همگی کم و بیش متأثر از فعالیت‌‌های کاربران شبکه‌های اجتماعی بودند. انقلاب ها و خیزش های اجتماعی در کشورهای عربی در چند ماه اخیر نیز نمونه‌ای از کارکردها و آسیب‌های سیاسی این شبکه‌ها را بازنمایی می‌کند.

جنبش‌های اجتماعی جدید و هویت‌های دگرخواهانه، از مهم‌ترین جنبه‌های نرم‌افزاری تهدید امنیت ملی هستند. این جنبش‌ها تلاش دارند، تا با تکنولوژی‌های ارتباطی جدید و تغییرات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی سازگار شوند. در برخی مواقع، شبکه‌های اجتماعی به عنوان سربازان جدید جنگ نرم دولت‌های غربی، اقدامات خود را به فضای واقعی جامعه نیز سرایت داده، هماهنگی و سازماندهی تجمع های سیاسی و اعتراضی را بر ضد دولتِ هدف بر عهده می‌گیرند. بخش عمده ای از رخدادهای اعتراض‌آمیز ایران، طی ماه های پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، در فضای سایبر ساماندهی شد. پوشش غیرواقعی خبری اغتشاش‌ها و دعوت به تجمع‌های غیرقانونی، توهین و فحاشی، دخالت آشکار بعضی سیاستمداران و دولتمردان غربی در امور داخلی ایران و دامن زدن به ناآرامی های موجود، از جمله نمونه های کاربرد شبکه‌های اجتماعی مجازی علیه امنیت کشورمان است.

فیس‌‌بوک نقش مهمی در گردآوری کمک و حمایت برای معترضان داشت. ایرانیان همچنین از توییتر برای لینک دادن به وبلاگ ها و صفحات وبی که حاوی عکس‌ها و ویدیوهای معترضان بود، استفاده می‌کردند. به گفته رابرت فایرز، مدیر مرکز برکمن، «ماهیت غیرمتمرکز ابزارهایی چون توییتر کنترل آنها را برای دولت مشکل می‌سازد. زیرا دارای منابع اطلاعاتی بی‌شماری هستند که مسدودکردن آنها موجب بدنامی و واکنش جمعی در افکار عمومی می‌شود. بنابراین می‌تواند تقش مهمی در سازماندهی به اعتراض‌های جمعی داشته باشد.»

۲. شبکه‌های اجتماعی و آسیب‌های فرهنگى

در آسیب‌شناسی شبکه‌های اجتماعی و در بررسى کارکردهاى ناخوشایند آن، درنظرگرفتن انگیزه‏هاى پنهان نهفته در پشت صحنه شبکه‌های مجازی و هدف‏هایى که گردانندگان آن دنبال مى‌کنند، اهمیت ویژه‏اى دارد. یکى از حوزه‏هاى پژوهشى در این زمینه، رویکردى است که با عنوان «امپریالیسم فرهنگى» یا «امپریالیسم رسانه‌ای» شهرت دارد. بر اساس این رویکرد، یکى از کارکردهاى منفى شبکه‌های مجازی، سلطه فرهنگى است. سلطه فرهنگى عبارت است از مبادله یک سویه عناصر و پدیده‏هاى فرهنگى. بر اساس این نظریه، رسانه‏هاى گروهى از جمله شبکه‌های مجازی، از سیاست دقیقى پیروى مى‏کنند که قدرت‏هاى سیاسى و اقتصادى جهان تدوین کرده‏اند.

به تعبیر هربرت شیلر، واژه امپریالیسم فرهنگى، نشان دهنده نوعى نفوذ اجتماعى ‏است که از طریق آن، یک کشور، تصورها، ارزش ها، معلومات، هنجارها، رفتارها و سبک زندگى خود را به کشورهاى دیگر تحمیل مى‏کند.۲ در واقع الگوى «امپریالیسم فرهنگى» مسئله‌ای اساسى در رسانه‏هاى گروهى از جمله شبکه‌های مجازی مبتنی بر اینترنت است و به همگن‌سازى جامعه مخاطب مى‏انجامد. بر اساس این دیدگاه، اینترنت به نحو عام و شبکه‌های مجازی به طور خاص، در جهت سلطه فرهنگى و ترغیب به ارزش‌ها و هنجارهاى عمدتاً غیرمذهبى عمل مى‏کنند.

قدرت‏هاى مهم سیاسى و اقتصادى، به ویژه آمریکا، برنامه‏هاى حساب‌شده‏اى برای بهره‏گیرىاز شبکه‌های اجتماعی مجازی براى نفوذ و سلطه فرهنگى بر کشورهاى دیگر دارند. کاخ سفید در پنجم ژانویه ۲۰۰۰ م. بیانیه‏اى را با عنوان «استراتژى امنیت ملى در قرن جدید» منتشر کرد؛ در این بیانیه، افزون بر یادآورى منافع حیاتى آمریکا، از اینترنت به عنوان مهم‌ترین ابزار دیپلماسى مردمى نام برده و تصریح شده است که «برنامه‌ریزى ما باید به گونه‏اى باشد که توانایى ما را براى اطلاع‌رسانى و تأثیرگذارى بر ملت‌های دیگر در جهت منافع آمریکا تقویت کند.»۳ بى‏گمان این سیاست مى‏تواند آسیب‏هایى را براى ملت‏هاى جهان، به ویژه کشورهاى اسلامى در پى داشته باشد؛ زیرا بسیارى از مردم آنچه را در شبکه‌های مجازی مى‏بینند به عنوان معیار مى‏پذیرند. از این رو، خوگرفتن به شبکه‌های مجازی سبب مى‏شود افراد، فرهنگ غربی را الگو قرار داده و سبک زندگی خود را با آن تطبیق دهند.

۳. شبکه‌های اجتماعی و آسیب‌های خانوادگی

در کنار تاثیر مثبتی که شبکه‌های اجتماعی بر کاهش دادن فاصله ها و رشد اطلاع‌رسانی داشته اند، از سوی دیگر مشاهده می‌شود که موجب کاهش ارتباط رو در رو و فیزیکی انسان‌ها نیز شده‌اند. مطالعات حاکی از آن است که کاربران شبکه‌های اجتماعی کمتر به دیدار دوستان و بستگان خود می روند و به جای آن به صورت برخط و یا با گذاشتن پیام با آنها ارتباط برقرار می‌کنند، کمتر با اعضای خانواده خود صحبت می‌کنند و همچنین هنگامی که در کنار اعضای خانواده خود هستند کارها و فعالیت‌‌های شخصی خود را در شبکه‌های اجتماعی پیگیری می‌کنند. به این ترتیب شبکه‌های اجتماعی تغییرات بنیادین در سبک زندگی و فرهنگ جوامع مختلف ایجاد می‌کنند و توانسته‌اند بر الگوی روابط خانوادگی افراد تاثیر بگذارند.

الف. در حوزه روابط همسران

برخی محققان اظهار داشته اند که شبکه‌های اجتماعی تاثیر نسبتا زیادی بر آمارهای طلاق داشته اند. نسبت‌های طلاق رو به افزایش است و شواهدی در دست است که نشان می‌دهد شبکه‌های اجتماعی نظیر فیس‌‌بوک و مای اسپیس زمینه هایی برای عدم پایبندی به ازدواج فراهم آورده اند و به آمارهای بالاتر طلاق راه می برند. برخی معتقدند که وابستگی به شبکه‌های اجتماعی، آسیب‌هایی نظیر ازدواج اینترنتی، طلاق و ازهم‌پاشیدگی خانواده را در کشورهای مختلف جهان از جمله آمریکا و انگلیس به گونه چشمگیری افزایش داده است. آمارها در ایالات متحده نشان می‌دهد که در سال ۲۰۱۱ حداقل یک زوج از هر پنجاه زوج متاهل، آشنایی‌شان از طریق پایگاه های شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته است؛ در عین حال چهار مورد از هر پنج مورد وکلای مشاور در امور طلاق در آمریکا نیز گفته‌اند که شاهد افزایش در موارد طلاق مرتبط با شبکه‌های اجتماعی بوده اند. علاوه بر این، سایت‌های شبکه‌های اجتماعی پیش‌گفته، همسران ناخشنود را وسوسه می‌کند تا در جستجوی افراد دیگری (نظیر دوستان، هم‌کلاسی های سابق، دوستان صمیمی دوران کودکی، یا دوستان جدید) برآیند که بالقوه زمینه خیانت به همسران کنونی افراد را فراهم و بر ضد نهاد خانواده عمل می‌کند.

ب. در حوزه روابط والدین و فرزندان

پدیده شبکه‌های اجتماعی، خرده فرهنگ نوجوانان و جوانان را زیر تأثیر خود قرار داده است و در عین حال موجب بروز نگرانی‌هایی در میان والدینی شده است که به واسطه نداشتن سواد رسانه‌ای مدرن، از دنیای نسل جوان دور افتاده‌‌‌اند. این در حالی است که با توجه به گسترش روزافزون شکاف نسلی در شرایط عدم امکان گفتگو یا مفاهمه با نسل جدید، نگاه و نگرش منفی در میان والدین به رسانه‌های جدید و شبکه‌های اجتماعی شدت می‌یابد. شبکه‌های اجتماعی شیوه تعامل فرزندان با والدین را نیز دگرگون کرده است. بر اساس تحقیقاتی که پیرامون رابطه فرزندان و والدین آنها در فیس‌‌بوک انجام شده است، در حالیکه در سنین سیزده تا هفده سالگی، ۶۵ درصد نوجوانان برای والدین خود درخواست دوستی ارسال می‌کنند، در سنین بالاتر، این میزان به ۴۰ درصد کاهش پیدا می‌کند. همچنین در ارسال نظر معمولاً این والدین هستند که ارتباط را آغاز می‌کنند و این رابطه یکسویه با افزایش سن فرزندان افزایش پیدا می‌کند. با وجود محدودیت های سنی برای دسترسی به برخی امکانات شبکه‌های اجتماعی، کودکان و نوجوانان با انتخاب سن‌های بالاتر در شبکه‌هایاجتماعی ثبت نام کرده و فعالیت می کنند، بدین ترتیب کودکان وارد دنیایی می شوند که پیش از این بزرگترها نیز تجربه زندگی در آن را نداشته اند.

۴. شبکه های اجتماعی و آسیب های روانی ـ رفتاری

سیر تحولات اجتماعی در دنیای معاصر گویای آن است که چهره بیماری ها و اختلال های در حال دگرگونی است، به نحوی که تا سال ۲۰۲۰ منشأ برهم زننده سلامت در جهان، نه مشکلات جسمی، بلکه اختلال های و بیماری های روانی، رفتاری و اجتماعی خواهد بود. بنا بر پژوهش‏هاى صورت گرفته در زمینه اینترنت و شبکه های مجازی، فرهنگ حاکم بر اینترنت، پیامدهاى منفى بر سلامت روان و رفتار انسان ها دارد.

الف. اعتیاد به شبکه های مجازی

اگر بپذیریم که هر چیزى مى‏تواند جنبه اعتیادآور و بیمارگونه به خود بگیرد، در این صورت کاملاً منطقى خواهد بود که از اعتیاد به شبکه های مجازی سخن بگوییم. «وابستگی روزافزون مخاطبان به شبکه های اجتماعی و صرف کردن زمان های طولانی برای انتشار پست، بازنشر پست های سایرین، لایک کردن و امتحان کردن سایر قابلیت هایی که شبکه های اجتماعی در اختیار آنها قرار می دهند، نوعی از اعتیاد اینترنتی۴ به نام اعتیاد به شبکه های اجتماعی۵ را به وجود آورده است. اعتیاد به شبکه های اجتماعی پیامدهای روحی متفاوتی برای کاربران دارد، افسردگی، خجالتی شدن، گوشه گیری و تمایل به دوری از اجتماع و کاهش اعتماد به نفس از جمله این عوارض است.

نبود روابط پایدار و صمیمى با دیگران، نداشتن اعتماد به نفس و به طور کلى، شکست در عرصه‏هاى گوناگون زندگى، زمینه را براى اعتیاد افراد به اینترنت فراهم مى‏کند. نتایج پژوهش یانگ (۱۹۹۷م.) در این زمینه نشان داد که یکى از دلایل مهم اعتیاد به اینترنت در افرادى که روابط عمومى کمترى دارند، به دست آوردن حمایت‏هاى اجتماعى است. حمایت اجتماعى با ارتباط هاى اینترنتى زودتر و آسان‏تر به دست مى‏آید. با ورود به شبکه های اجتماعی و به ویژه «اتاق های گپ» نوعى آشنایى و همدلی یا همدردی میان کاربران، پدید مى‏آید که داراى ارزش ها، معیارها، زبان، نشانه‏ها و نوآورى‏هاى ویژه ای است و همگان با این هنجارها همنوایى مى‏کنند. در این فضا، بسیارى از اطلاعات شخصى، میان افراد رد و بدل مى‏شود، بدون اینکه احساس ترس، طرد شدن و در معرض داورى بودن وجود داشته باشد. ایجاد این نوع ارتباط، در پیدایش احساس حمایت اجتماعى موثر است.

برخی پژوهشگران اعتیاد به اینترنت را یکى از آسیب‏هاى روان شناختى بسیار زیانبخش مى‏دانند که کنش ورى بهنجار و سلامت روانى فرد را در جنبه‏هاى مختلف مختل مى‏کند. شماری از پیامدهاى منفى اعتیاد به شبکه های اینترنتی بر اساس یافته‏هاى گلدبرگ عبارتند از:

l دگرگونى‏هاى شدید در سبک زندگى به منظور گذراندن زمان بیشترى در شبکه؛

l کاهش کلى فعالیت‏هاى بدنى؛

l بى‏توجهى به سلامت فردى و در نتیجه، پرداختن به سرگرمى‏هاى اینترنتى؛

l دور شدن از فعالیت‏هاى مهم زندگى؛

l کمبود خواب و یا تغییر الگوهاى خواب، براى گذراندن زمان بیشترى در شبکه؛

l کاهش معاشرت و در نتیجه، از دست دادن دوستان؛

l غفلت از خانواده؛

l بى‏توجهى به مسئولیت‏هاى شغلى و شخصى.

ب. افسردگى و انزواى اجتماعى

اساسا یکى از کاربردهاى اصلى شبکه های مجازی، برقرارى ارتباط اجتماعى با دیگران است. با این حال بسیارى از گزارش‏ها حاکی از آن است که شیوه‏هاى گوناگون ارتباط از طریق اینترنت، در پایین ترین سطح کیفی قرار مى‏گیرند. ارتباط در فضاى مجازى، عموما بر متن استوار است و بنابراین، از نشانه‏هاى بصرى و شنیدارى در تعامل‏هاى رودررو بى‏بهره است. بسیارى از روان شناسان این نگرانى را داشته‏اند که آسانى ارتباط هاى اینترنتى، چه بسا افراد را وادارد تا زمان بیشترى را به تنهایى بگذرانند؛ به صورت بر خط با غریبه‏ها صحبت کنند و ارتباط سطحى برقرار سازند و این کارها را به قیمت از دست دادن گفتگوهاى رودررو و ارتباط هاى فامیلى و دوستانه انجام دهند. پژوهشگران در پژوهشی درازمدت دو ساله درباره کاربران اینترنت، به این نتیجه دست یافتند که استفاده فزاینده از اینترنت با کاهشارتباط خانوادگى و شرکت در محافل اجتماعى محلى همراه است. افزون بر این، شرکت‌کنندگان در این پژوهش، به انزواى اجتماعى و افسردگى دچار شده بودند.

به گفته برخی صاحب نظران «واقعیت مجازی ایده آل و فضای سایبر باید توانایی این را داشته باشد که کاربر را به فراسوی واقعیت دنیای واقعی ببرد.» در نتیجه «فضای واقعی به پس‌زمینه رانده می‌شود و مجاز اهمیت می یابد.» حال آنکه تعاملات انسانی، همدردی ها و گفتگوی چهره به چهره نیازهای انسانی هستند که فقط در دنیای حقیقی حاصل می گردند. حضور در شبکه‌های اجتماعی مجازی، این موقعیت را فراهم می‌کند که افراد بتوانند به تنهایی اما در کنار هم، دست به کنش هایی بزنند که تا حد زیادی فردی است و به تنهایی صورت می‌گیرد، اما ضمنا به همراه دیگران و به طور دسته جمعی انجام می‌شود؛ بدون آنکه تنهایی هیچ کس خدشه دار شود. در واقع چنین به نظر می‌رسد که شبکه‌های اجتماعی در بسیاری از مواقع و برای این گروه از اعضایش به عنوان فضایی جمعی و محیطی برای بودن افراد در کنار هم به کار گرفته نمی‌شود. بلکه بیشتر، فضایی است برای پرداختن به «خود» است یا دست‌کم، چنین فضایی را شکل می‌دهد و در اختیار کاربران و اعضایش قرار می‌دهد. شکل غالب حضور در شبکه‌های اجتماعی، گشت و گذار در صفحه ها و تماشا و مطالعه محتواها و واکنش به آنها (اما به تنهایی) است. به عبارت دیگر حضور در این شبکه‌های مجازی توسط اینگونه افراد با تنها بودن اما در کنار یکدیگر بودن همراه است؛ نوعی تنهایی که می‌توان آن را «تنهایی جمعی» نامید.

ج. اختلال‌های جنسی و روابط نابهنجار

یکى از آسیب‌های شایع شبکه‌های اجتماعی، اشاعه فحشا، بى بندوبارى اخلاقى و تحریک جنسى است. مارک لاسر معتقد است در حال حاضر، اینترنت به دلیل داشتن سه ویژگى «دسترسی آسان»، «هزینه اندک» و «ناشناس ماندن کاربر»، به یکى از مهم‏ترین منابع اشاعه هرزه‏نگارى تبدیل شده است. همچنین یافته‏های علمی نشان مى‏دهد «گمنامى» و «نامرئى بودن»، دو عامل اصلى بازدارى‏زدایى در شبکه‌های اجتماعی است. در بسیارى از محیط‌هاى اینترنتى، افرادِ دیگر نمى‏توانند شما را ببینند. نامرئى بودن این جرأت را به افراد مى‏دهد که به جاهایى بروند و کارهایى بکنند که در خارج از اینترنت نمى‏کردند. افراد در اینگونه ارتباط‌ها، نگران این نخواهند بود که از سوى دیگران تهدید شوند؛ زیرا هر کارى که انجام دهند، گمنام خواهند ماند.

با نظر به همین شرایط آزاد و بى قید و شرط در اینترنت، به تازگى شاهد شکل‏گیرى نوعى رابطه‏هاى عاشقانه و جنسى از طریق شبکه‌های مجازی هستیم که در اصطلاح از آن به «سکس مجازى» یاد مى‏شود. سکس مجازى، موضوع جدیدى است که افراد مى‏توانند همدیگر را در فضاى اینترنت ببینند و بدون تماس جسمانى، رابطه عاشقانه و سکسى را تجربه کنند. بى شک شکل‏گیرى چنین شرایطى در شبکه‌های اجتماعی مى‏تواند نقطه آغازى براى انقلاب دیگرى در عرصه اخلاق جنسى باشد. بر اساس برخى پژوهش‏ها، سکس مجازى مى‏تواند به کابوسى تبدیل شود و افراد را وا دارد تا خانه و کاشانه خود را در جستجوی شخص دلخواهش رها کند. با وجود چنین شواهدى است که مى‏توان شبکه‌های مجازی را عامل ترویج انحراف‏هاى اخلاقى در جامعه، به ویژه براى نسل جوان دانست.

در تدوین این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است:

۱) روان‌شناسی و آسیب شناسی اینترنت؛ محمد صادق شجاعی، روان‌شناسی و دین، شماره اول، ۱۳۸۷.

۲) بررسی اهداف آشکار و پنهان شبکه‌های اجتماعی؛‌ سید وحید عقیلی، علی جعفری، در مجموعه مقالات همایش تخصصی بررسی ابعاد شبکه‌های اجتماعی، تهران، جهاد دانشگاهی، سازمان انتشارات، ۱۳۹۲.

۳) از همبستگی تا تنهایی در انسان شناسی شهری؛ شبکه‌های اجتماعی و زندگی شهری، جلال غفاری، محمد علی شاکری، در مجموعه مقالات همایش تخصصی بررسی ابعاد شبکه‌های اجتماعی، تهران، جهاد دانشگاهی، سازمان انتشارات، ۱۳۹۲.

۴) تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر سبک زندگی (با تأکید بر سلامت اجتماعی)؛ منصور ساعی، جواد نظری مقدم، در مجموعه مقالات همایش تخصصی بررسی ابعاد شبکه‌های اجتماعی، تهران، جهاد دانشگاهی، سازمان انتشارات، ۱۳۹۲.

۵) چالش های امنیتی و راهکارهای مقابله با آن در شبکه‌های اجتماعی، گلشن السادات افضلی بروجنی، لیلا اسماعیلی، سید علیرضا هاشمی گلپایگانی، در مجموعه مقالات همایش تخصصی بررسی ابعاد شبکه‌های اجتماعی، تهران، جهاد دانشگاهی، سازمان انتشارات، ۱۳۹۲.

۶) بررسی جامعه شناختی تاثیرات شبکه‌های اجتماعی مجازی بر مناسبات خانوادگی، شیرین احمدنیا، در مجموعه مقالات همایش تخصصی بررسی ابعاد شبکه‌های اجتماعی، تهران، جهاد دانشگاهی، سازمان انتشارات، ۱۳۹۲.

۷) ظهور شبکه‌های اجتماعی مجازی و تأثیر آن بر تغییرات رفتاری در زندگی انسان، یونس فروزان،‌حامد فروزان، در مجموعه مقالات همایش تخصصی بررسی ابعاد شبکه‌های اجتماعی، تهران، جهاد دانشگاهی، سازمان انتشارات، ۱۳۹۲.

پی‌نوشت:

……………………………………………………………..

۱ . به نقل از خبرگزاری تابناک.

۲ . ر. ک: تامپسون، جان ب، رسانه‌ها و مدرنیته، ترجمه: مسعود اوحدى، تهران، انتشارات سروش، ۱۳۸۰، ص ۲۰۳ ـ ۲۰۶.

۳ . گروهى از نویسندگان، رسانه‌ها و ثبات سیاسى، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردى، ۱۳۸۱، ص ۲۱۹.

۴ . internet addiction.

۵ . social media addiction

درباره admin